* * fatemieh-soti.mp3 درد دل با امام زمان (ع) - یک جرعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه انتظار
X
تبلیغات
رایتل

یک جرعــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه انتظار

در انتظار طلوع خورشید

درد دل با امام زمان (ع)

 

 

کوفیان امیر المومنین و سید الشهدا(علیهماالسلام )

را تنها گذاشتند

 

!!!

 

تا به حال چند بار این جمله را شنیده ایم؟

 

چقدر مردمان آن روزگار را بخاطر بی توجهی و بی وفایی نسبت به امام زمانشان ملامت نموده ایم؟

 

چقدر تا کنون برای غربت امیرالمومنین و سید الشهدا (علیهماالسلام)

اشک ریخته ایم؟

 

آیا غیر از این است که بی تفاوتی ها و بی وفایی ها و عدم بصیرت مردمان همان روزگار باعث غریبی و مصائب آن بزرگواران شده است؟

 

ما برای امام زمان خود چکار کرده ایم؟؟؟

 

اگر کسی بی یار و یاور باشد غریب است اما غریبیش جانسوز نیست.

 

غربت جانسوز برای کسی است که میلیونها نفر خود را محب

(!!!) و شیعه(!!! )

او میدانند ودر عین حال تنها و بی کس باشد!!!

 

عزیزان به خود بیاییم و ببینیم:

 

روزی چند دقیقه به یاد او هستیم؟؟؟

 

برای ظهورش چه کاری انجام داده ایم؟؟؟

 

به نیت ظهورش چند کار خیر انجام داده ایم؟؟؟

 

و یا برای آمادگی برای ظهورش چه گناهی را ترک نموده ایم؟؟؟

 

***بیایید امام زمانمان را تنها نگذاریم***

 

و همه یکدل و یک صدا با نهایت وجود ظهورش را از خدا بخواهیم انشاالله در آینده ای نزدیک شاهد دورانی خواهیم بود که پیامبر گرامی اسلام (ص)

 در باره آن فرمودند:

 

امت من در زمان مهدی از چنان نعمتی برخوردار میشود که هرگز نظیر آن دیده نشده است.

(منتخب الاثر ۴۷۳)

 


 


 

مولای من !

 


 

مولای غریب و تنهای من

!

می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و

زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت ، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد

طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.

متحیرم کدامین مصرع از این مثنوی « هفتاد من کاغذ» را بازخوانی کنم؟

کدام سطر، کدام صفحه و کدام فصل از مجلدات این کتاب قطور را باز نویسم؟

من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.

از کجا آغاز کنم؟

از خود بگویم یا از دیگران؟

از نسل های گذشته بگویم یا از نسل امروز؟

از دوستان

شکوه کنم یا از دشمنان؟

از عوام گلایه کنم یا از خواص؟

از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آن ها که دستان پدرانه و مهربانت را خونریز معرفی

می کنند؟ از آن ها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت

می ترسانند؟ از آن ها که تو را به دور دست ها تبعید می کنند؟ از آن ها که به نام تو مردم را به دکه

های خویش فرا می خوانند؟ از آن ها که همواره بر طبل نومیدی می کوبند و زمان ظهورت را دور

می پندارند؟ از آن ها که تو را آن گونه که خود می پسندند- و نه آنگونه که هستی و می خواهی

نشان می دهند؟ آن ها که غیبتت را به منزله « نبودنت» تلقی می کنند؟




مولای من


....

گویا همه چیز، دست به دست هم داده است تا شما در غربت بمانید!

لشکریان ابلیس هم

روز و شب در کارند.

نمی دانم چه کسانی واقعا تو را و ظهور تو را می خواهند؟

خدا می داند و تو! اما این

را می دانم که پس از گذشت دوازده قرن از شروع غیبت، هنوز پیروز این میدان، ابلیس و لشکریان انس

و جن اویند که در کشاکش غیبت و ظهور، شب ظلمانی غیبت را تا هم اکنون امتداد داده اند.

از خود آغاز می کنم که اگر هرکس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد...

و میدانیم پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم نزد توست

 

دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند.

،

.

و ای کاش نسیمی از کوی تو ، بوی آن پیراهن را به مشام جان ما برساند و ای کاش پیکی ، پیراهن تو را به ارمغان بیاورد ، تا نور دیدگانمان گردد.

ای کاش پیش از مردن ، یک بار تو را ببینیم کی می شود خورشید جمالت طلوع کند ؟

مولای من!

با چه زبانی و چه بیانی از اوصاف تو سخن بگویم و چگونه با تو نجوا کنم؟ ای یوسف زهرا!

ای عزیز مصر وجود!

 

نیازمندیم! محتاجیم!

 

به داد ما برس!

 

از ما بگذر و پیمانه وجودمان را از محبت پر کن.

 

یوسف زهـــرا امیر قافلــــه

از غم هجـران تو دارم گلــــه

ای شفای زخمهای شیعیان

تا به کی باید زما باشی نهان؟